شاهان هخامنشی تعصب مذهبی نداشتند و بنابراین هر ملتی را به معتقدات خود وامی گذاشتند و به این هم

اکتفا نکرده، آداب مذهبی سایر ملل را در ممالک آنها به جا می آوردند. مثلا بابلی ها نوشته اند که کوروش بل

مردوک، رب النوع بزرگ بابلی، را می پرستیده و داریوش در نوروز هر سال دست هیکل رب النوع مزبور را میگرفته

و نیز مصری ها راجع به داریوش عقیده داشتند که مذهب مصری ها را در معبد بزرگ سائیس برقرار کرد.

معلوم است که این رفتار شاهان هخامنشی تا اندازه ای از نظر سیاسی و برای جذب قلوب بود، ولیکن باز این

سوال پیش می آید که این شاهان چه معتقداتی داشتند که به آنها اجازه میداده نسبه به مذاهب دیگران به نظر

اغماض بنگرند و حتی آداب مذهبی آنها را به جا آرند.

مورخین یونانی در باب مذاهب ایرانی ها نه دقیق شده و نه به شرح پرداخته اند.بنابراین آنچه راجع به این مطلب

استنباط شده کلیاتی است که از آوستا و کتیبه ها و آثار شاهان هخامنشی به دست آمده. موافق این مدارک،

چنین به نظر می آید که شاهان هخامنشی پیرو مذهب زرتشتی بوده اند، زیرا در کتیبه های آنها خدای بزرگ

اهورمزده است و چنانکه معلوم است این اسم اختصاص به مذهب زرتشت دارد. اما در کتیبه های اردشیر دوم که

در شوش و همدان کشف شده، چیز تازه ای مشاهده میشود. این شاه راجع به بنایی گوید. من صورت مهر و

ناهید را ساخته، در آن گذاردم. از اینجا باید استنباط کرد: اولا پرستش مهر که از قدیم در مذهب آریان های ایرانی

بوده و آن را رب النوع آفتاب دانسته به نام او قسم میخوردند در این زمان قوت گرفته بود. ثانیا چون ساختن صورت

خدا یا ارباب انواع و پرستش این صورت ها بر خلاف مذهب آریان های ایرانی و زرتشت بوده و با این حال اردشیر

دوم صورت مهر و ناهید را ساخته، پس معتقدات بابلی ها و عیلامی ها در مذهب شاهان .هخامنشی اثر کرده و

مذهب آنها را آلوده به خرافاتی نموده بود.

در باب ناهید عقاید مختلف است. بعضی پرستش آن را در ایران قدیم از اثر بابل میدانند و برخی عقیده .دارند که

ایرانی ها از قدیم آن را می پرستیده اند.

باید نیز در نظر داشت که تفاوت دیگری هم در مذهب شاهان هخامنشی با آنچه در مذهب زرتشت در قرون بعد

دیده میشود بوده. توضیح آنکه، مافق مذهب زرتشت دفن میت جایز نیست، زیرا زمین را مقدس و آلودن آن را گناه

بزرگ میدانند، ولی شاهان هخامنشی مقبره داشتند. از این چیزها میتوان استنباط کرد که مذهب شاهان

هخامنشی تفاوت هایی با مذهب زرتشتی داشته. اما اینکه مردم ایران در آن زمان چه مذهبی داشتند مدارکی

در دست نیست که بتوان به تحقیق در این باب چیزی گفت. ظن قوی این است که بعد از اهورمزد چهار:.عنصر را

می پرستیده اند:

1.نور(آفتاب و ماه)  2.آب  3.خاک  4.باد

مغ ها در این دوره نفوذی در امور دولتی نداشتند و فقط برای اجرای آداب قربانی و قربان کرده دعوت میشدند.

پس از آنچه گفته شد، یک سوال بی جواب ماند: جهت تسامح و تساهلی که شاهان هخامنشی نسبت به

مذاهب دیگر داشته اند چه بوده؟

جهت آن اولا از اینجاست که هر چند مذهب زرتشت دراین دوره بیش از پیش ذر ایران منتشر میشده، ولی هنوز به

درجه ای قوت نیافته بود که مذهب رسمی گردیده باشد . ثانیا آریان ها در امور مذهبی نظر تسامح و تساهل را از

قدیم (تا جایی که اطلاعات ما صعود میکند) همیشه داشته اند و دولت هخامنشی نه به قدری در تحت نفوذ ملل

سامی نژاد در آمد که به کلی این صفت را گم کرده باشد؛ در امور سیاسی به آنها نزدیک شد، ولی در امور

مذهبی خصایص آریانی خود را حفظ کرد.

دولت ساسانی بیشتر در تحت تاثیر ملل سامی نژاد آسیای غربی امپراطوری روم و بیزانس درامد و این .صفت را

هم فاقد شد .

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 13 بهمن 1389    | توسط: داریوش    |    | نظرات()