از اطلاعات ناقصی که دراین باب رسیده،معلوم است که شخص شاه بر تمام قضاوت حکومت داشت و در درجه

نهایی رسیدگی کرده، حکم میداد. در ولایات نیز قضاتی بودند که به امور حقوقی رسیدگی میکردند. تقصیرات

سیاسی و تقصیرات راجع به امنیت در مرکز از صلاحیت شاه بود و در ایالات از صلاحیت ولات. به تقصیرات سیاسی

خود شاه رسیدگی میکرد. از تتبعات محققین معلوم شده که به عدالت در ایران قدیم اهمیت میدادند و شاهان

نسبت به قضات خیلی سخت و گاهی هم بی رحم بودند.چنانکه سی سام نس نامی را که شغل قضایی داشت

و رشوه گرفته بود، کمبوجیه محکوم به اعدام کرد و بعد از اعدام امر نمود پوست او را کنده، روی مسندی که برای

قضاوت مینشست پهن نمایند و شغل این قاضی را به پسر او داده، مجبورش نمود که روی اینمسند بنشیند

اردشیر اول نیز با قضاتی که بر خلاف حقانیت حکم میدادند با کمال سختی رفتار میکرد. موافق قانون یا عادات آن

زمان، در ازای جنایتی که در مرتبه اولی کسی مرتکب شده بود حکم اعدام صادر نمیشد و حتی خود شاه هم در

مرتبه اولی حکم اعدام نمیداد. کلیتا موافق عقایدی که در باب عقوبت های اخروی داشتند در مجازات های دنیوی

هم بدین عقیده بودند که اگر کسی مرتکب کار بدی شده در مقابل تقصیر او کارهی خوب را هم باید در نظر گرفت

و اگر کارهای بد او برتری دارد، مجازات داد. بنابراین داریوش اول درباره یک نفر قاضی که محکومبه اعدام شده بود

حکم کرد او را از صلیب به زیر آرند و گفت این قاضی خدماتی نیز کرده.و نیز وقتی که والی آسیای صغیر سر هیس

تیه، یاغی یونانی، را برای داریوش فرستاد-چنانکه هردوت نوشته شاه مغموم شده، والی را ملامت کرد که چرا او

را زنده نفرستاد و امر کرد سر را شسته، با احترام دفن کنند. چه این شخص خدمت بزرگی به ایران و داریوش در

موقع سفر جنگی او به مملکت سکاها در دانوب نموده بود در موارد خیانتمهم به شاه و مملکت، معمول بود که

مقصر را به پایتخت آورده، گوشها یا بینی او را بریده و بعد از نشان دادن به مردم او را به ولایتی که محل خیانت بود

برده، می کشتند.

نوشته شده در تاریخ شنبه 9 بهمن 1389    | توسط: داریوش    |    | نظرات()